پنجشنبه صبح ساعت 6:30 بطرف همدان حرکت کردیم. از خروجی جاده ساوه ، از تهران خارج شدیم. هوا ابری بود و گاهی هم طوفانی. تا اون موقع ساوه رو ندیده بودم و فقط این شهر رو بخاطر انارش می شناختم البته اون موقع هم فقط از ساوه رد شدیم و وقت کافی برای ساوه نبود. حدود 1 ظهر به همدان رسیدیم و به گنجنامه رفتیم. مکانی بسیار زیبا و دیدنی با آبشاری که به زیبایی منطقه اضافه میکرد. نهار رو همون جا خوردیم و یک ساعتی در گنجنامه مشغول گشت زنی بودیم. در گنجنامه کتیبه ای سنگی ار زمان داریوش بود که با خط میخی به سه زبون نگارش شده بود ، ولی زیبایی و طراوت منطقه بیشتر نمایان بود. کوهنوردان برای صعود به الوند کوه می توانند از گنجنامه بروند که تله کابین هم داره.
سپس به آرامگاه بوعلی و بعد باباطاهر رفتیم. بنای آرامگاه بوعلی از کارهای منهدس هوشنگ سیحون هست (طراح سردر دانشگاه تهران و ساختمان پست مکانیزه و … که الان در آمریکا هست و جدیدا در کتابی با عنوان آثار سیحون ، طرح ها و شاهکارهای خودش رو معرفی کرده) منظره همدان از آرامگاه بوعلی بسیار دیدنی بود ، مخصوصا با درختهای چنار در اون منطقه و باد خوبی که میوزید ، شهر نیز جذاب تر و دلنشین تر دیده میشد.
نزدیک عصر نیز به موزه هکمتانه رفتیم. موزه در محوطه ای حفاظت شده بود که در تپه های اون محل ، از طرف میراث فرهنگی مشغول پیدا کردن بناهای مدفون شده و آثار باستانی بودند.
شب در روستایی بنام گل تپه (روستایی نزدیک غار علیصدر) ماندیم و جمعه نیز پس از بازدید از غار علیصدر ، از جاده کبودر آهنگ بطرف ساوه و تهران اومدیم. هنگام برگشت هوا بارانی و طوفانی بود ولی بسیار دل انگیز و پراکسیژن و پاک.
برنامه ریزی و هماهنگی گروه که توسط یکی از همکاران گرامی بود ، بسیار دقیق و منظم انجام شد.
همدان شهری بسیار دوست داشتنی با پتانسیل بالای کشاورزی ، علی الخصوص برای کشت سیب زمینی هست که اگه تا حالا گذرتون به این شهر نیفتاده ، پیشنهاد می کنم برنامه ای چند روزه برای این منطقه زیبای ایران داشته باشید.
سلام دوست خوب . ميدونم چند وقته نسبت به وبلاگتون كم گذاشتم و سر نزدم.
ولي بعد از چند وقت كه برگشتم مي بينم كه مثل هميشه خوبه خوبيد.
خوشحالم كه سفر بهتون خوش گذشته.
اميدوارم هميشه خوش باشيد
Comment با من و سارا — ژوئن 27, 2009 @ 6:27 ب.ظ |
سلام
واقعا همدان فوق العاده است
ما تا حالا دوبار رفتیم
خیلی خوش گذشت
مخصوصا غار علیصدر
شاد باشی
Comment با صبا و پرهام — ژوئن 28, 2009 @ 10:34 ق.ظ |